دریای خزر گشتم...   

یلدا نزدیک است

اگر گذارت به اینجا افتاد به رسم سالهای قبل

تفال بزن برایم

لینک نوشته
   اسپرسو   

پیرهن ژرسه بنفش با دامن پیچازی کرم و بنفش پوشیدی

سرت یک کم به سمت چپ خم شده چشمات برق میزنه

دستت دور کمر بچه ای که بغلته حلقه شده

داری میخندی

به تاریخ پشت عکس من را یک ماهه بارداری

میدانستی؟

میدانستی که یازده ماه بعد از گرفتن عکس چشمانت نخواهد خندید؟

لینک نوشته
       

حسین آقا از عروس دومش بیزار بود

به جای بله سر عقدش گفته بود قَبِلتُ

لینک نوشته
   انسانم آرزوست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   

در برابر خرس مادر و بچه هایش "شرمنده ام از آدم بودنم"

در برابر تمام گربه ها و سگ های متلاشی شده زیر چرخ ماشین "شرمنده ام از آدم "

در برابر داغداغان تنومند محصور در گلدان سیمانی پیاده رو ملاصدرا  "شرمنده ام از "

در برابر .................... "شرمنده ام  "

لینک نوشته
   لئوپارد   

توی اتاقم یک یوزپلنگ دارم

یوزپلنگم زیر تخت قایم نشده یا دو تا چشم براق در تاریکی نیست

یوز پلنگم راجت روی کتابخانه ام یله داده و به دوردست ها نگاه میکند

با اینکه یوز پلنگم حاصل سایه دو تا مقوا ی تا شده روی دیواره اما من دوستش دارم

با اینکه یورپلنگم روزها میره و شب ها فقط پیداش میشه اما میدونم که همیشه هست 

در دل همین شب های گرم به من جرات میده با دنیای خواب روبرو بشم

لینک نوشته
   شِلمان   

من آدم تغییرات بزرگ نیستم

من کاپیتان اسلویی بیش نیستم

همه چیز به آرامی در زندگیم جا گرفته

من آدم عادت ها هستم

من در مواجهه با طوفان متلاشی میشوم

م ت ل ا ش یَ م

لینک نوشته